آدرین در شانزده ماهگی
امروز بالاخره بعد از چندین روز یه وقت کوچیکی پیدا کردم که بیام و برای آدرینم بنویسم. با وجود آلودگی هوا آقای همسر آدرین رو برای یه تایم کوچیک برده بیرون البته نه اینکه توی خیابون قدم بزنه ها نه، رفتن باهم یه خرید کوچیک کنن و بیاین و ما باز هم سر لباس تن کردن این شازده پسر کلی مصیبت کشیدیم و جیغ و داد و هوار تا اینکه ایشون حاضر شدن و با بابایی تشریف بردن و من بدو بدو اومدم که یه سری از کارهای جدید آدرین رو که چندین روزه توی ذهنمه بنویسم.
وقتی می بینیم که آدرین به این زودی داره بزرگ می شه و هر روز یه سری مهارت های جدید و کارهای جدید و حرف های جدید یاد می گیره هم از یک طرف خوشحال می شم و از خدای بزرگ و مهربون تشکر می کنم که شاهد رشد پسرکم هستم هم از یک طرف یه کوچولو غصه دار به خاطر اینکه دوست ندارم کودکیش به این زودی تموم شه
ولی با تمام وجودم براش ثانیه به ثانیه سلامتی و روزهای شاد آرزو می کنم.
از اینا که بگذریم کارهای جدید آقا آدرین خوش است 
دایره لغات آدرین در شانزده ماهگی
مونا ← مامان مونا
مانی : مامی
بالا
پایین
مُغه غوغ ← تخم مرغ
مُدَبا ← مربا
لَلولو ← صندلی غذا و البته کالاسکه 
لَ لک ← لک لک
طوطی
monkey : میمون (اثرات بی بی انیشتین)
lion : شیر
بابا هاشی : بابا هاشم
آله : خاله
داکوب : دارکوب
و خیلی کلمه های دیگه این گل پسر مثل یه طوطی تکرار میکنه و ما هم کلی ذوق می کنیم و غش و ضعف می ریم آخه نمی دونین که این عسل مامی چه شیرین زبونی شده واسه خودش 
(البته بگم این پست رو حدود یک هفته پیش نوشتم و ثبت موقت کردم که کاملش کنم ولی نرسیدم و امروز ثبت کردم با عرض پوزش
)


آدرین در شانزده ماهگی
